زندگی میکنم
هنوز هم میخواهی بدانی چه میکنم؟
زندگی میکنم
نه چونان که پیش از تو بود
و نه چونان که میخواهم باشد
میگذرد
سایهی سیاهی در من
گاه میمیرد و گاه جان میگیرد
هنوز هم نساختهام ویرانههای وجودم را
بازسازی به کندی پیش میرود
و من در این ویرانه
گاهگاهی خودم را گم میکنم.
گریزی نیست
تاوان میدهم
بیراههای را که با تو بدان قدم نهادم.
نقطهی عطف این زندگی گذشت
و من در سرازیریام
اما چه خستهام و بیرمق
و چقدر نابسامان
بماند
این تاوان اشتباه من است
و زندگی هرگز به عقب بازنمیگردد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22:21 توسط الهه م.
|